السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

127

تفسير الميزان ( فارسي )

يوسف كه بعد از اعتراف برادرانش به اينكه « وَإِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ » گفت : « يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » اين معنا استفاده مىشود . توجيه سوم : بعضى « 1 » ديگر از مفسرين گفته‌اند كه برادران يوسف بعد از آنكه يوسف خواب خود را بر ايشان نقل كرد به وى حسد بردند و يعقوب هم او را نهى كرده بود از اينكه خواب خود را براى برادرانش تعريف كند . ولى حق اين است كه برادرانش قبلا هم نسبت به وى حسد مىورزيدند البته خواب او باعث طغيان حسدشان شد ، و بيان اين جهت گذشت . * ( « اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوه أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْه أَبِيكُمْ وَتَكُونُوا مِنْ بَعْدِه قَوْماً صالِحِينَ » ) * اين قسمت تتمه گفتار برادران يوسف است ، و از مشورت دوم مذاكرات ايشان در باره يوسف حكايت مىكند . شور اول در باره رفتار يعقوب بود كه سرانجام او را محكوم به ضلالت كردند ، و در اين شور گفتگو داشته‌اند در اينكه چه كنند و چه نقشه اى بريزند كه خود را از اين ناراحتى نجات دهند ، هم چنان كه آيه « وَما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ » « 2 » به آن اشاره دارد . خداوند متن مشورت آنان را در اين سه آيه : * ( « قالُوا لَيُوسُفُ وَأَخُوه ) * - تا جمله - * ( إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ » ) * ذكر فرموده است . نخست ، مصيبتى را كه در مورد يوسف و برادرش دچار آن شده‌اند به ميان آورده ، كه اين دو كودك تمام توجه يعقوب را از ما به سوى خودشان جلب كرده دل او را مجذوب خود ساخته‌اند ، بطورى كه ديگر از آن دو جدا نمىشود و هيچ اعتنايى به غير آن دو ندارد كه چه مىكنند ، و اين محنتى است كه فعلا به ايشان روى آورده و ايشان را به خطر بزرگى تهديد مىكند ، و آن اينست كه به زودى شخصيتشان به كلى خرد شده زحمات چند ساله ايشان بىنتيجه و پس از ساليان عزت ، دچار ذلت و پس از قوت دچار ضعف مىشوند و اين خود انحراف و كج سليقه گى يعقوب است در روش و طريقه ، و اين روش و طريقه اى كه پدر پيش گرفته روشى غلط و طريقه اى منحرف است . آن گاه در شور دوم در باره خلاصى خود از اين گرفتارى مذاكره كردند ، و هر يك نقشه اى كه كشيده آن را مطرح كردند يكى گفت كشتن يوسف لازم است . ديگران گفتند بايد

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 212 . ( 2 ) سوره يوسف ، آيه 102 .